الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 80

الغدير ( فارسي )

و المارد الممسوخ كم لذعتك من كفّيه اظفار كان خلقت مدى قدودّ لو سدّ الفضا و اراك من ظلماته قطعا و ليلا أسودا و يداك يحتضنان كلّ فضيلة لحياته مذ حاد عنك و ندّدا و غرست حبّتك الَّتي قد انبتت في الارض سبع سنابل كى يحصدا و قتلت نفسا لو جرى نفس الضحى من فوقها لمشى الهوينا و اهتدى لا غرو انّ الشمع يقتل نفسه طمعا لان يحيا سواه و يخلدا * ( ترجمهء ابيات مذكور ) * 1 - بشارت باد مر قلب مرا بولا و دوستى تو زيرا آندمى كه شعلهء هدايت با زبانه خود بر من تافت و احاطه‌ام نمود قلبم از راهنمائى آن نور فروزان بهره مند گرديد . 2 - گرامى ميدارم در راه دوستى تو ( اى پدر حسين ( 1 ) ) مردان دانشمند و بزرگى را كه با خدمات صادقانهء خود عقول را بولا ، و دوستى تو متمايل و متّصل ساختند . 3 - در آسمان حقيقت جستجو كردند و جز تو درى نيافتند كه بسوى حقيقت گشوده باشد كه آن هم ( با دست عصبيّت ) مسدود گشته ( 2 ) . 4 - آن مردان بزرگ و خدمتگذار ، هر چند كه دست كيد زمان پرده بر چهرهء حقيقت كشيد ولى آنان با كوشش علمى و فداكارى خود بر تاريخ ( از نظر واقع بينى و جلوه دادن آن ) مستولى گشتند و با كمال نيرومندى دست يافتند . 5 - آنان كه مانند شمع فروزان راهنماى گم گشتگان وادى جهالتند ، هر چند كه در اين راه تمام نيروى خود را بمانند ذوب شدن شمع مصرف نمودند ولى اين افتخار آنها را بس ، كه در راه هدايت خلق فداكارى نمودند . 6 - آنان پرچمدار زندگى واقعى هستند كه پيوسته در برابر دشمن پرچم آنها در اهتزاز است .

--> ( 1 ) منظور مؤلف معظم « الغدير » است . ( 2 ) همانا أمير المؤمنين عليه السّلام در گشودهء بسوى خداى متعال است كه هيچگاه بسته نميشود هر چند آنان كه تحت تأثير حوادث ماجراجويانه قرار گرفته‌اند آن را بسته پندارند .